قدرت بینایی نوزاد با تشخیص تاریكی از روشنایی آغاز میشود . سپس حركت را تشخیص میدهد . وآنگاه شكل اشیاء توجه او را جلب مینماید . شناخت رنگها آخرین مرحله است .

تشخیص تاریكی از روشنایی اولین مرحله و ابتدایی ترین مرحله از احساس بینایی است . و با افزایش سن ، قدرت تمایز رنگها و معنی و مفهوم روحی رنگها نیز پدیدار میگردد .كودك به طور طبیعی به رنگهای روشن ، شاد و امیدبخش علاقمند بوده و از رنگهای تیره و ناامید كننده گریزان است . او تُنالیته های مختلف یك رنگ را تشخیص نمیدهد . او همه رنگهای قرمز را به رنگ لاله میبیند و تمام رنگهای آبی برایش رنگ دریا است .

برای او رنگ زرد یعنی شعاعهای خورشید .

رنگ شناسی كودك رابطه مستقیمی با اشیاء مورد تماس وی دارد .

طبق تحقیقی كه "كوك" در سال ۱۹۳۱ انجام داد ، كودكان ۲ ساله قادرند رنگهایی را كه به اسم نمیشناسند با هم جور كنند . این مطلب نشان میدهد كه گاهی اشیاء از طریق زبانِ رنگی خود با كودك ارتباط برقرار میكنند . البته رشد درك رنگها در كودكان ۵ سال به بالا همانند افراد بالغ میگردد .

به طور مثال اگر كودكانی را كه دارای سنین مختلف میباشند برگزینیم و به هریك تعدادی اشكال هندسی كه دارای رنگهای مختلف هستند نشان دهیم تا آنها را مقایسه كنند ، خواهیم دید كودكانی كه به

دو سال و نیم نرسیده اند ، به دلیل عدم تشخیص كامل رنگها ، انتخابشان بر اساس شكل و اندازه است ، و در مورد كودكان بالای دو سال و نیم بر اساس رنگ .

پس از آشنایی مقدماتی با رنگها ، كودك به رنگ عكس العمل نشان میدهد . تا آنجا كه یك رنگ را نسبت به بعضی رنگهای دیگر ترجیح میدهد و ضمن درك و تاثیر پذیری از رنگها جهات مختلفی اعم از روانی ، احساسی ، عاطفی و رفتاری به رنگهای بخصوصی گرایش پیدا كرده و نوعی حالت تعامل بین آن حالات و رنگها به وجود می آورد . كه بر این اساس كودكان را میتوان طبقه بندی كرد .

كودك سالمی كه مراحل رشد طبیعی خود را می پیماید ، در حقیقت از رنگهای گرم لذت میبرد ، لذا ناخودآگاه ، رنگهایی نظیر قرمز را كه پر از انرژی و جذبه و هیجان است دوست دارد و به آنها گرایش پیدا میكند . رنگهای گرم سبب فعالیت و جنب و جوش بوده ، و مولد حركت و شادی میباشند .

لذا بایستی در ایجاد اماكن و محیطهای پرورشی و نیز در تهیه برنامه های گوناگون برای كودكان نهایت دقت را داشت كه حتماً از رنگهای زنده استفاده شود .

برای درك اثر رنگهای زنده اگر یك جفت كفش قرمز و یك جفت كفش تیره را جلوی كودكی بگذاریم ، می بینیم كه به طور طبیعی ، كودك دست روی كفش قرمز میگذارد . و این خود حاكی از زنده بودن رنگهای گرم است .

مع الوصف ، كودكان كه به مراتب بیشتر از بزرگسالان نسبت به محیط اطراف خود كنجكاو بوده و سخت از آن تاثیر میگیرند ، در رابطه با رنگهای اطراف نیز تاثیر پذیری بیشتری نسبت به سایرین دارند و در مقابل رنگهای مختلف واكنشهای متفاوتی از خود بروز میدهند .

برگرفته از كتاب رنگ و تربیت نوشته مهدی علی اكبرزاده
ماهنامه کودک